|
ღღღღღ عاشق عشق عاشقا ღღღღღ
|
[ چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ] [ 14:9 ] [ وحيد و كاميار ]
[ ]
چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه...!!! [ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 14:39 ] [ وحيد و كاميار ]
[ ]
سلام عزیزای من خوبید؟؟؟بازم اومدم با یه داستانم جالب حتما بخونیدش.(امتیاز یادتون نره)از همتون معذرت میخوام (حتی شما دوست عزیز)که نتونستم بهتون سر بزنم خیلی گرفتارم.خلاصه ببخشید.اینارو ول کن داستانو بخون
روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه کردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه میکنی؟ ![]() هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. " آیا این تبر توست؟" هیزم شکن جواب داد: " نه. فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد: نه فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد. یه روز وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه میرفت زنش افتاد توی آب. هیزم شکن داشت گریه میکرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه میکنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد" آره " فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه" هیزم شکن جواب داد: اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. میدوونی، اگه به جنیفر لوپز " نه" میگفتم تو میرفتی و با آنجلینا جولی میاومدی و باز هم اگه به آنجلینا جولی "نه" میگفتم تو میرفتی و با زن خودم میاومدی و من هم میگفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من میدادی اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره... [ جمعه ششم آبان 1390 ] [ 23:14 ] [ وحيد و كاميار ]
[ ]
سلام دوئستتای گلم خوفییییییید؟؟؟؟ببخشید نتونستم بهتون سر بزنم از این به بعد ماهی یا هفته ای یه بار میتونم آپ کنم و تا حد امکان به همتوووووووون سر میزنم.بعد مدتها باز اومدم با دست پر اومدم با یه داستان خیلی جالب بخونیدو نظر بدید اگه خوشتون اومد همتون. ![]() يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدی در نزديكی يك دبيرستان خريد. يكی دو هفته اول همه چيز به خوبی و در آرامش پيش می رفت تا اين كه مدرسه ها باز شد. در اولين روز مدرسه، پس از تعطيلی كلاسها سه تا پسربچه در خيابان راه افتادند و در حالی كه بلند بلند با هم حرف میزدند، هر چيزی كه در خيابان افتاده بود را شوت می كردند و سروصداى عجيبی راه انداختند. اين كار هر روز تكرار می شد و آسايش پيرمرد كاملاً مختل شده بود. اين بود كه تصميم گرفت كاری بكند. روز بعد كه مدرسه تعطيل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خيلی بامزه هستيد و من از اين كه می بينم شما اينقدر نشاط جوانی داريد خيلی خوشحالم. منهم كه به سن شما بودم همين كار را می كردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بكنيد. من روزی ١٠٠٠ تومن به هر كدام از شما می دهم كه بيائيد اينجا و همين كارها را بكنيد.» بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پيرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببينيد بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی تونم روزی ١٠٠ تومن بيشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالی نداره؟ بچه ها گفتند: «١٠٠ تومن؟ اگه فكر می كنی ما به خاطر روزی فقط ١٠٠ تومن حاضريم اينهمه بطری نوشابه و چيزهای ديگه رو شوت كنيم، كورخوندی. ما نيستيم.» و از آن پس پيرمرد با آرامش در خانه جديدش به زندگی ادامه داد [ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 21:30 ] [ وحيد و كاميار ]
[ ]
به مناسبت فرا رسيدن ولادت امام حسن مجتبي پيامك هايي در رابطه با اين روز آماده كردم كه اميدوارم از اينها استفاده كنيد. ![]() میخواست تا چشم و چراغ دین، شما باشی بعد از علی میراثدار مصطفی باشی مثل نسیمی مهربان و مثل باران، سبز آمیزهای از رحمت و جود و سخا باشی -:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:- ثمره زندگی علی و فاطمه، پا به جهان خاکی گذاشت. خاک تا افلاک غرق نور و سرور شود -:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:- آمد و کرامت را از پدر آسمانیاش آموخت و چراغ کرامتش را برای اهل زمین برافروخت -:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:-
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ] [ 23:55 ] [ وحيد و كاميار ]
[ ]
اين پارتي بمناسبت جشن تولد يكسالگی دختر يكی از برج سازان تهران برپا شده بود. تصاويری كه مشاهده می فرماييد از اين مراسم لهو لعب گرفته شده است. اكثر دختر و پسرهای حاضر در اين پارتی در زمان دستگیری در حالت زننده ای در كنار هم خوابيده بودند حتما ببينيد خيلي جالبه اصلا بد نيست فقط امتياز دادن يادتون نره
ادامه مطلب [ جمعه بیست و یکم مرداد 1390 ] [ 3:24 ] [ وحيد و كاميار ]
[ ]
دختر جوانی از مکزیک برای یک ماموریت اداری چند ماهه به ارژانتین منتقل شد پس از دوماه نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت میکند به این مضمون:
[ دوشنبه هفدهم مرداد 1390 ] [ 15:34 ] [ وحيد و كاميار ]
[ ]
سلام دوستان خوبيد؟؟؟؟فرا رسدن ماه مبارك رمضان بر همه شما مبارك باد.من به مناسبت اين ماه مبارك پيامك هايي رو در همين ضمينه آماده كردم كه اميدوارم قشنگ باشه.راستي نظر و امتياز فراموش نشه
![]() آمد رمضان و عید با ماست / قفل آمد و آن کلید با ماست آمد رمضان به خدمت دل / و آن کس که دل آفرید با ماست فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما مبارک . . . عازم یک سفرم ، سفری دور به جایی نزدیک سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک التماس دعا . . . مژده ای منتظران ماه خدا امده است / ماه شبهای مناجات و دعا امده است ماه دلدادگی بنده به معبود رسید / بر سر سفره شاهانه گدا امده است . . . . . . السلام ای ماه پنهان پشت استهلال ما / ما به دنبال تو میگردیم و تو دنبال ما ماه پیدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه محو / رؤیت این ماه یعنی نامه اعمال ما التماس دعای ویژه در این ماه . . . میهمانی شد شروع ای عاشقان / نور حق کرده طلوع ای عاشقان باز مولا سفره داری می کند / دعوت از عبد فراری می کند . . . . . . السلام ای میهمانی خدا / ماه خوب آسمانی خدا السلام ای روزه داران السلام / عاشقان مخلص ماه صیام . . . ماه پر برکت رمضان بر شما مبارک . . . رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا مستعد سفر شهر خدا کرد مرا از گلستان کرم طرفه نسیمی بوزید که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا . . . ماه ضیافت الهی بر شما مبارک ادامه مطلب [ سه شنبه یازدهم مرداد 1390 ] [ 19:13 ] [ وحيد و كاميار ]
[ ]
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای محسن چاوشی با نام دیوار بی در , با سه کیفیت ... ( آهنگ و تنظیم : محسن چاوشی - شعر : حسین صفا )
![]() براي دانلود به ادامه مطلب بريد.... ادامه مطلب [ شنبه هشتم مرداد 1390 ] [ 12:56 ] [ وحيد و كاميار ]
[ ]
آهنگ جديد و فوق العاده زيباي محسن یگانه به نام قلب یخی , با سه کیفیت ...
اگه از اين آهنگ خوشتون اومد يه امتياز به وبلاگم بديد... ![]() براي دانلود به ادامه مطلب بريد... ادامه مطلب [ یکشنبه دوم مرداد 1390 ] [ 22:8 ] [ وحيد و كاميار ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |